ای شهید چرا بست نشسته ای؟؟

چرا سر در گریبانی؟؟

فدای این حیای تو ای شهید

بأبی ، أنت و امی.

گفت فحشا کجا آید پدید؟!گفتمش در کوچه های بی شهید
به نام خدا

مادام كه تلقى ما از خویش عوض نشود، حجاب هیچ مفهومى نخواهد داشت و چیزى جز كفن سیاه و قبرستان خانه و مرگ نشاط زندگى و نابودى شادى‏ها، عنوان نخواهد گرفت.

و هزار عذر، خواهى داشت كه خودت را از آن آزاد كنى:

كه پاكى زن در لباسش نیست، چادرى‏ هاى كثیف و لجن بى‏شماره‏اند.

طلا که پاکه چه منّتش به خاكه.

كه من راه خودم را مى ‏روم، چشمشان كور نگاه نكنند.

كه اصلا دل باید پاك باشد.

كه چادر، بیش تر مرد را كنجكاو و تحریك مى‏كند.

كه این مسائل در كشورهاى مترقى كاملا حل شده‏اند و دیگر مسأله‏اى نیست.

كه روابط آزاد، طبیعى است.

كه محدودیت، عقده مى‏آورد و محرومیت، سركشى را مى‏زاید.

"بخشی از کتاب روابط متکامل زن و مرد. عین.صاد"

 

بانو به نام خدا

در روزگاری که چشم های سیاه شبه آدمیان حریص تر از همیشه است

عده ای رویای زیبایی را درهتک عفت میبینند

در هتک حریمی که از تندیس حیاء یاس بوستان محمدی

در دفتر ارزش های یک بانو به جای مانده است

بانو!...حجابت ، کیمیای غیرتت را به لبخندی هرز مفروش!